
اونی که هرشب واست قصه ی لیلی و میگه اره منم
سبد ارزوهاتو توی قلبش میزاره اره منم
اونی که برای یه لحظه نبودنت اشک میریزه اره منم
اون نگاه مثل ماهتو پرستش میکنه اره منم
اونی که بعد رفتنت بازم دوست داره اره منم
قدم های بی صداتو می شمره اره منم
اونی که اتاقتو با ستاره تزیین میکنه اره منم
ماه وبرای روشنی شبهات میاره اره منم
اونی که هرلحظه واست صد بار میمیره اره منم
دستای نرم ونازتو هرشب میبوسه اره منم
اونی که از رودلم بی تفاوت میگذره اره تویی
هق هق اشکای تنهاییامو نمشنوه اره تویی
اونی که حتی واسه یه لحظه صدام نکرد اره تویی
شوق این عشق پاکو از تو چشام هیچ نخوند اره تویی
اونکی هیچ وقت نفهمید که یکی دوسش داره اره تویی
یکی که نفساشو به خاطروجودنازت میکشه اره تویی
اونی که خنجر بی وفایی و زد به دلم اره تویی
سکوت شبای عاشقونمو بهم می زد اره تویی
اونی که با این همه بی فایی هنوز دوست داره بازم منم
واسه شاد بودنت جونشو گرو میزاره بازم منم
ونی چی شدش امروز توی راه چه چیزی دیدم میدونی تو اون صحنه اشک چند نفرودیدم
نبودی اگه تو بودی بی تفاوت تو میرفتی اون التماس تو نگاشو از چشماش نمی خوندی
نبودی وقتی که دیدم چه ساده از خود گذشتش واسه ساختن یه فردا از نجابتش گذشتش
نبودی وقتی ببینی مثل یه اسباب کهنه خودشو راحت فروختش مثل یه تیکه گوشت مرده
خودش و راحت سزوندش نبودی وقتی ببینی اشک چشمای قشنگش واسه داشتن یه کم پول
چجوری هستیشو باختش نمیدونی چه حالی داشتم چه چراها که نداشتم به اون پاکی قلبش
چه افسوس ها که نخوردم میگفتن مادر نداره اره اون بچه طلاقه میگفتن توی کودکیش
باباشو از دست داده شنیدم گفتن که تنهاست یه اتاق خالی داره اخه اون چه گناهی داره
که بشه اینجور اواره مگه اون دل نداره که بشه یه یار عاشق حرمت خنده نازش
دیگه هیچ رنگی نداره جای اون بالا ترازایناس جای اون تو اوج رویاس توی این بازیه فردا
نباید اون بشه بازیچه ی قلبای ناپاک هرشبی با دلی موندن هرشب و با یکی گزروندن
ذره ذره تیکه تیکه خردشدن و هیچی نگفتن برای داشتن یه خونه خودشو به نابودی کشوندن
اینا همه قصه ی فقره دوری و دردو ضخمه دیدی حالا چی کشیدم وقتی اونواونجوری دیدم
همون جا به خدا گفتم خدا اونو دیگه تو این صحنه ها نبینم



